آمار نامه عاشقانه غمگين
در گوگل محبوب کنید :

پیامک های خودتون رو برای ما به شماره زیر ارسال کنین

تا به اسم خودتون در سایت قرار دهیم

باتشکر

 (رامین)

09373427674




شکایت از چشمانم

چشمانم چه گناهی کرده اند که باید این همه اشک بریزند …
دستهایم چه گناهی کرده اند که باید این همه از سردی نا توان باشند…
پاهایم چرا باید این همه خسته و نا توان باشند…
چهره ام چرا باید این همه پریشان و غم زده باشد…
قلبم چرا باید شکسته و پر از شور و التهاب باشد…
دلم چه گناهی کرده است که باید در قفس دلی دیگر اسیر باشد…

بقیه این متن درادامه مطلب...

برچسب ها : ,


administrator
چهارشنبه 14 تير 1391

لحظه جدایی گل

مشاهده كامل اين متن در ادامه مطلب

 

ما باید از هم جدا شویم. باز هم صحبت از جدایی!
این بار این جدایی رنگ دیگری است ، حس دیگری است . این بار این جدایی ، جدایی گل است از شاخه خشک.
شاخه خشک به آن گل امید بسته بود ، به خاطر عطر وبوی آن گل ؛اما اینک که این گل باید از شاخه جدا شود ، شاخه خشک ، خشکتر میشود.
لحظه جدایی همیشه دلگیر است ، اما جدایی ما دلگیرتر و غمگین تر.
ما وابسته ایم به هم این وابستگی مقدس بین ما باعث شده به هم دلبسته شویم.
دلت مهربان است ، دلت درد دل مرا گوش می دهد و با دوای محبتش آن را آرام میکند....

برچسب ها : ,


administrator
پنجشنبه 1 تير 1391

رفتن دلیل نبودن نیست

http://irannab.com/up/images/jgvpbfzhikg8h2ukztn2.jpg

 

وقت رفتن فرا رسیده است ، سفر به استقبال من آمده است…
میروم با چشمهای خیس ، با دلی شکسته ، با دلی پر از درد دل و دلتنگی…
میروم اما بدان که رفتنم دلیل بر فراموشی و از یاد بردن تو نیست!
با چشمان خیس میروم و با دلی عاشقتر از گذشته به سوی تو بازمیگردم…
ای نازنینم میدانم  پیش خود ترانه دلتنگی را زمزمه میکنی و اشک میریزی و طاقت دوری مرا نداری، اما بدان که  تا چشم هایت را بر روی هم بگذاری باز میگردم ….
اشک نریز که غم این دوری در دلم بیشتر از همیشه شعله ور خواهد شد…
آرام باش تا من نیز با آرامش به سفر بروم….
سفری که بازگشتی خواهد داشت و پایان این انتظار تلخ یک طلوع دیگر و یک دیداری شیرین خواهد بود….
برایت یک دنیا شعرهای عاشقانه نوشته ام ، شعر های مرا بخوان و به یاد من باش عزیزم…..
زمان دلتنگی ات  دفتر عشق را باز کن و با خواندن شعرهای عاشقانه ام دلت را خالی کن….

مشاهده متن كامل در ادامه مطلب

برچسب ها : ,


administrator
سه شنبه 30 خرداد 1391

اشتباه کردم قلبم را به تو دادم ، دل بستم به تو و عهد عشق را با تو بستم
اشتباه کردم آن روز که به تو گفتم به قلب من خوش آمدی
اشتباه کردم اسیرت شدم ، دلتنگت شدم و به انتظار تو نشستم .
بگذار چند روزی بگذرد و بعد قلبم را زیر پاهایت له کن، مرا از یاد ببر و فراموش کن.
چه زود رفتی و دل به غریبه ای دیگر سپردی.
چه زمانه بی وفایی شده ، قلب من چه ساده و تنها شده.
اشتباه کردم که برایت از عشق گفتم ، چه با شور و شوق گوش میکردی حرفهایم را و میگفتی حرفهایم شیرین است ، صدایم دلنشین است.
چه با اراده فریاد زدی که دوستم داری ، پس کجاست آن قلب مهربانت؟
اشتباه کردم رویای شیرین عشق را در خیالم با تو دیدم ، و عکس تو را در کنار عکس خودم نقاشی کردم.
اشتباه کردم برایت نامه عاشقانه نوشتم ، تو هنوز نخوانده ، آن را پاره پاره کردی....

بقيه متن رادرادامه مطلب بخوانيد...

برچسب ها : خداحافظ عشقم,


administrator
سه شنبه 30 خرداد 1391

دستهایم خالی ، شانه هایم پر از نیاز ، قلبم تنهای تنها ، سهم من از عشق ،آوارگی در سرزمین عشق
گرچه در کنارم نیستی اما امروز نیز مثل روزهای دیگر برایم روز عشق است.
گرچه مرا تنها گذاشتی و رفتی اما هنوز در آسمان آبی عشق تنهای تنها پرواز میکنم.
نام مقدس تو هنوز در قلبم است ، به یادت هستم و تنها مانده ام به عشق آمدنت.
گرچه آمدنت خیالی بیش نیست ، اما قلب خوش خیالم همیشه به تو امید دارد.
سهم من از روز عشق قطره های اشکم است.
دلم تنگ است ، کاش بودی تا مثل همه عاشقان که دست در دستان هم گذاشته اند و روز عشق را به هم تبریک میگویند ، تو نیز دستهای گرمت در دستانم بود و روز عشق را به تو از صمیم قلبم تبریک میگفتم.
افسوس که نیستی و من امروز تنها باید جشن عشق را در قلب تنهایم برپا کنم
امروز باید بر سر خاکت بنشینم و زار و زار گریه کنم.
چرا نیستی، چرا تنهایم، و چرا اینگونه در غم نبودنت گریانم؟

برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.

برچسب ها : ,


administrator
سه شنبه 30 خرداد 1391

jodaii شعر و متن عاشقانه برای جدایی

میخواهی بروی؟

خب برو…

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو…

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نکن

نفس های آخر است

نترس برو…

احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو…

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو…

فقط برو…..

برچسب ها : ,


administrator
جمعه 5 اسفند 1390

آن روز آفتاب غروب کرد .

شگفت آور است که ماندن را بر رهایی ترجیح می دهم ولی با این حال ایمانم را از دست نمی دهم .

خواهم ماند و بی خیال چای خواهم نوشید . هنوز فرصت هست.

شاید دیگر مرا نشناسی ، از آن جا تا دریا راهی است طو لانی ومن برای همیشه بر این سواحل گام بر می دارم .

یادت می آید ؟ با اولین شب پاییز نسیمی رد شد،صدایی شنیدم ،دعا می خواندی ، به دنبالم می گشتی ،دست هایت رو به بالا قد کشیده بود ، می گریستی وعکس من در اشک تو نمایان بود...

بقيه اين نامه درادامه مطلب...

برچسب ها : ,


administrator
سه شنبه 3 آبان 1390

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کرد

م تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم

آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم

و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم

تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت

 را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد

 که مرهمی شود برای دلتنگی هایم



administrator
جمعه 13 آبان 1390

بی خیال من شو

تعداد بازديد: 1588 موضوع : نامه عاشقانه غمگين,

برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، از تو بیزارم ، بهانه هایت را برایم تکرار نکن
حرفی نزن ، بی خیال ، اصلا مقصر منم ، هر چه تو بگویی ، بی وفا منم!
نگو میروی تا من خوشبخت باشم ، نگو میروی تا من از دست تو راحت باشم…
نگو که لایقم نیستی و میروی ، نگو برای آرامش من از زندگی ام میروی….
این بهانه ها تکراریست ، هر چه دوست داری بگو ، خیالی نیست….
راحت حرف دلت را بزن و بگو عاشقت نیستم ، بگو  دلت با من نیست و دیگر نیستم!
راحت بگو که از همان روزاول هم عاشقم نبودی ، بگو که دوستم نداشتی و تنها با قلب من نبودی
برو که دیگر هیچ دلخوشی به تو ندارم ، از تو بدم می آید و هیچ احساسی به تو ندارم
سهم تو، بی وفایی مثل خودت است که با حرفهایش خامت کند، در قلب بی وفایش گرفتارت کند ، تا بفهمی چه دردی دارد دلشکستن!
برو، به جای اینکه مرحمی برای زخم کهنه ام باشی ،درد مرا تازه تر میکنی !
حیف قلب من نیست که تو در آن باشی ،تمام غمهای دنیا در دلم باشد بهتر از آن است که تو مال من باشی….
حیف چشمهای من نیست که بی وفایی مثل تو را ببینند ، تو لایقم نیستی ، فکرنکن از غم رفتنت میمیرم!
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، برو و دیگر اسم مرا صدا نکن
بگذار در حال خودم باشم ، بگذار با تنهایی تنها باشم …

 

برچسب ها : ,


administrator
يکشنبه 3 مهر 1390

صفحه قبل 1 صفحه بعد
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به mooshi می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .