تبلیغات اینترنتیclose
متن عاشقانه درحال عبور...
در گوگل محبوب کنید :

پیامک های خودتون رو برای ما به شماره زیر ارسال کنین

تا به اسم خودتون در سایت قرار دهیم

باتشکر

 (رامین)

09373427674




گاهی سکوت تسلیم فریاد ، گاهی اشک همصدا با سکوت
گاهی باید رفت بی دلیل ، لحظه ای می آید که پر از غمی
اسیری در قفسی که اسیر است در قفس زندگی
گاهی باید فراموش کرد، به یاد آن فراموشی یادها را در دل خاموش کرد
و ما رفتیم و از این رفتنها خاطره ای نماند، هر چه بود در لحظه خودش خوش بود
و اینجاست که گذشته ها خاک میخورند ، گاهی گذشته ها دل را از هر چه غم است پاک میکنند
و من خاک خوردم و بعد از سالها پر از غمم ، با اینکه گذشته ها رفت ، خودم هم در حال رفتنم
و من میروم و کسی دیگر می آید که مرا یاد نمیکند ، مثل من خودش را از تاریکی ها رها نمیکند
در خاموشیها نشستی و شمع وجودت روشن بود ، حق با تو بود که شمع هم دلیل خاموشی بود
و آن شمع سوخت و همه چیز تمام شد ، این گذشته ی خاک خورده ی من بود که تباه شد…



administrator
دوشنبه 27 خرداد 1392

  1. hasti joooon می‌گه:

    ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﻟﻐﺰﺩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻡ...

    ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ...

    ﺗﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻡﺑﻪ ﻣﺮﺯ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﻡ

    ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﻢ ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪﻣﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ،

    ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﺩﻭﺗﺎﯾﯽ...

    ﻣﻦ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ

    ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻋﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪﺯﻣﯿﻦ ﻫﻖ ﻫﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

    ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...

    ﻣﻦ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ...ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ

    ﭼﻪ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ...ﮔﻮﯾﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻨﺪ

    ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﺳﺖ...

    1

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S




    کلیه حقوق این سایت ، متعلق به mooshi می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .